بلــــندتـــرین...
"فریـــــاد دنیــــــا"
اشكـــــی اســت
كـــــه
"بـــیصـــدا "
از
گوشـــه ی چشــــم
""جــــاری""
مـــی شــود!!!
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 13:19
فراموش شدنی نیستی...
درست مانند ماه...
که با هیچ دستمالی...
از شیشه ی پنجره ی اتاقم...
پاک نمی شود...
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 12:03

خدایا
از تو می خواهم مرا در مسیر زندگیم تنها نگذاری و یاری ام کنی
هر کجا که مسیر را اشتباه می روم به من تلنگری بزنی و یادم بیاوری که راه درست کدام است
یادم بیاوری که بهترین مسیر از کجا عبور می کند
خدایا
سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تاهر آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم
و هر آنچه تو زود می خواهی من دیر نخواهم
کمکم کن تا در همه حال راضی به رضای تو باشم .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 12:03
گــــاهـــی وقــتـــا مـوقــع خــداحــافــظــی ازت
خـــواســتــه یــــا نـاخـواسـتــه بـهــت مـیــگــم مــواظــب خــودت بــاش
مــواظــب خـــودت بـــاش یــعنـی فــکــرم پــیــش تــوئــه
مــواظـب خـــودت بــاش یــعنـی بـــرام مـهــمــــی
مــواظـب خـــودت بـــاش یــعــنــی نـــگــرانــتـــم
مــواظــب خـــودت بـــاش یـعـنـی دوســتـــت دارم
مــواظـب خــودت بــاش یـعـنـــی بـــه خــــــدا مــیـسـپــارمـــــت
مــواظـب خــــــودت بــــــاش یـــعــنــی ازالان دلـــم بـــــــرات تــنــگ شــــــده
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:03
دوستم نداشتی
دلت پیش اونه
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:03

ابجی ، خواهر من، دختر خانم خوب بخون چی مینویسم
وقتی عاشق پسری شدی دوسش داشتی هواست جمع کن تو دام هوسش نیوفتی
پسری که عاشقت باشه فکر هوس و لذت بهت نخواهد داشت
مطمئن باشین شک نکنین پسر پیشنهاد هوس بهت داد نه دوست داره نه عاشقته
ولت میکنه ولت میکنه بفهم ...
داداش ، مشتی برای کیف و حال خودت برای هوست حرمت دختریو نشکن
خدا بدجور کمرتو میشکنه یادت نره ...
عشق و هوس رو اشتباه نگیرین
یا حق

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 23:30

پسر بچه فلجی رآ دیدم که به خدا
میگفت:
خدایا ممنونم مرا در مقامی
آفریدی ڪه هر کس مرا میبیند
تو را شکر میکند
سلامتیش
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 23:30

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 23:30
هـرگز
به کسي که به شما
دروغ مي گوید اعتماد نکنید
وهرگـز
به کـسي کـه بــه شما اعتماد مي کـند
دروغ نگـویید
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 23:30
دلمان خوش است
که . . . مينويسيم! . . .
و ديگــران . . . مي خـواننــد! . . .
و عــده اي . . . مي گـوينــد ؛
<<مثل هميشه عالي ، لايک >> !
و بعضــي . . . اشـک مي ريــزند . . .
و بعضــي . . . مـي خنــدنـد . . .
دلمــان . . . خـوش اســت!
به . . . لــذت هــاي کــوتـاه . . .
به . . . دروغ هــايي که . . .
از راســت بـودن . . . قشنــگ تـرند! . . .
به . . . اينکــه کســي برايمــان . . . دل بســوزاند! . . .
يـا کســي . . . عاشقمــان شــود! . . .
با ارسال صورََتــَکي . . . دل مي بنــديـم! . . .
دلمــان . . . خـوش مي شــود! . . .
به . . . بـرآوردن خـواهشــي . . .
و . . . چشــيدن لـذّتـي . . .
و . . . وقــتي چيـــزي مـطابـق ِ مــيل ِ مــا نبــود!
چقـــدر راحـت . . . لـَگــَـد مي زنيـــم!
و چــه ســــاده . . . مي شـِکــَـنيم!
و چه ساده . . . عشق را فراموش مي کنيم!
و دلمان . . . خوش است . . .
به . . . عادت
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 23:30
خدا بد جور کم اوردم از حال و روزم باخبری بد دغوانم
این فکرایی که اومد تو سرم مثل خوره افتاده به جونم
خدا راه راستو نشونم بده بیراهه زیاده
خودت میدونی چی میشه از چاله میوفتم تو چاه
بیشترین فکرم مردنه به دست عزرائیل میخام باشه وگرنه میدونی که
چی میشه
دو هفته صبر میکنم تا زندگی بقیه مختل نشه
بعدش یسره میشه همه چی یا رومی روم یا زنگی زنگ
بد جور زدم سیم اخر نمیدونم چمه
فقط ازت کمک میخام خیلی محتاجتم ....
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 17:52

دلت که شکست نارا حتی شدی و دلخور پنهونش نکن نزار بمونه تو
دلت چون بد جور میشکنی از درون پوچ میشی بعد شکستن واسشون
عادی میشه همیشه مقصر میشی و همه مشکلات و بد بختی ها رو از
چشم تو میبینن
من که دل نداشتم بی دل زاده شدم منو چه زندگی و دوست داشتن هیچ
وقت نخاستم منت بزارم رو سر کسی حرفامو نمفهمین چی میگم چون
بی ارزشم کاری ازم ساخته نیست
شکستنمو ندیدین ندونسته حرف زدین و مقصر دونستنم حق دارین
چون خیلی چیا رو بلد نیستم چطوری حالی کنم به بقیه دلم که شکست
جارش همیشه نمیزنم یبار میگم خلاص .
دل شکستن اسون نیست دردش زیاده از یاد نمیبرینی منم دلشکستم
نامردیه یطرفه حرف بزنم ولی کسی باورم نکرد و نداشت...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 17:52

دلــم برای کسی تنــگ است ...
کـه آمــد ...
نـمـــانـد ...
و
رفــــت ...
و پــایــان داد به هــرچه داشتــــــم !!
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 17:52

کاش،،،
دلت پیش من بود،،،
آنوقت،به بهونه پس گرفتنش،،،
برمیگشتی پیشم
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 1:56

این روزها دلم میخواهد خرمایی بخورم ؛
و فاتحه ای بخوانم برای روحم ؛
شادیش ارزانی آنهایی که ؛
رفتنم را لحظه شماری میکردند
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 1:56

حرف هایےهست براےگفتن
و حرف هایےهست براےنگفتن
و ارزش خالص هرڪس
بہ اندازه حرف هایےهست ڪہ
براےنگفتن دارد
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 13 تير 1395 ساعت: 15:13

چہ دنیاےغریبےدارے اےدل
چہ اندوه عجیبےدارےاےدل
گمان ڪردم
ڪہ شادےدرڪمین است
چہ بخت بےنصیبےدارے اےدل
شڪستےوصدایت در نیامد
عجب روح نجیبے دارےاےدل

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 13 تير 1395 ساعت: 15:13

براي بعضي دردها
نه ميتوان گريـــه ڪرد ...
نه ميتوان فریاد زد
براي بعضي دردها
فقـط ميتوان نگــــاه ڪرد
و بي صدا شڪست....
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 13 تير 1395 ساعت: 5:42

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج
داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با
تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..
نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با
خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو
به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود
اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه
هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...
چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت
چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون
با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این
نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد.
بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو
زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون
میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس
نیومدم تابتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت
موفقیت آمیز باشه...
دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..
اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش
جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 13 تير 1395 ساعت: 5:42
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 12 تير 1395 ساعت: 2:35
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 12 تير 1395 ساعت: 2:35

دل ســاده داشــتــن
تــاوان دارد
هــر روز بایــد بــدوزی
زخــم هایــی کــه
از صــداقــتــت خــورده ای
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 10 تير 1395 ساعت: 0:47
من مست بودم،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
پست نبودم...!
سرکار بودم ،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
سر بار نبودم...!
بیکار بودم ،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
بی عار نبودم...!
بی کس بودم ،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
نا کس نبودم...!
شاید بی صفا بودم ،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
بی وفا نبودم...!
همش دل تنگ بودم ،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...
دل سنگ نبودم...!
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
مرد نبودم...،
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا..
نامرد هم نبودم...!
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 10 تير 1395 ساعت: 0:46

ﺍﺯ ﻳﻪ ﺟﺎیے بہ ﺑﻌــﺪ بہ ﺧــــﻮﺩﺕ میگے ❣ ❣ ❣
ﺍﺻـــــﻠﻦ ﭼﻪ ﺩﻟﻴﻠـــے ﺩﺍﺭﻩ بہ ڪسے ﺑﮕـــــﻢ ﺣـــــﺎﻟﻢ
ﺑـــــﺪﻩ
ﺍﻭﻧـــــﺎ چیڪـــار ﻣﻴﺘﻮنڹ ﻭﺍﺳـــــﻢ ڪنڹ
ﺟﺰ ﮔﻔـــﺘﻦِ یہ ﺍﻟﻬـــــے ﺑﻤــــﻴﺮﻡ
ﺟﺰ ﮔﻔـــﺘﻦِ یہ ﻧﺎﺭﺍﺣـــــﺖ ﻧﺒﺎﺵ ﻣﻴﮕـــﺬﺭﻩ
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻧﻘـــــﺪ میخندیــو ﻣﻴﮕـــــے ﻭﺍے
ﻣﻦ ﭼﻘـــــﺪر ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ڪہ ﺧـــﻮﺩﺗﻢ ﺑــــﺎﻭﺭﺕ مـــــیشہ
ﻭﺍﻗﻌــــڹ ﺣــــﺎﻟﺖ ﺧـــﻮﺑﻪ ﺍﻣّـــــﺎ ﺷـــــﺒﺎ
ﻭﻗﺘـــے ﺳــــﺮﺗﻮ ﻣﻴﺬﺍﺭے ﺭﻭ ﺑﺎﻟــــﺶ ﻣﻴﮕـــے : نہ
ﺍﻭﻧﻘـــــﺪﺭ رﺍ ﻫـــــﻢ ﺧـــــﻮﺏ ﻧﻴﺴﺘــــﻢ
ڪم ڪم ﮔــــﺮﻳﻪ ڪردڹ ﻳــــﺎﺩﺕ ﻣﻴـــﺮﻩ
ﻣـــﻴﺮﻳﺰے ﺗﻮ ﺧـــــﻮﺩﺕ
ﭼﻨﺪ ﻭﻗـــــﺖ ﺑﻌﺪ ﻣﻴﺒﻴﻨــــے ﺩیگہ ﻧﻤﻴﺘﻮنے
ﺳﺮﻩ ﻳﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉِ ﻛﻮﭼﻴﻚ ﮔﺮﻳﻪ میڪنے ، ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰنے
ﻣﻴﮕـــے چہ ﺑﻼیے ﺩﺍﺭﻩ ﺳـــــﺮﻡ ﻣـــﻴﺎﺩ
بہ ﺧـــــﻮﺩﺕ ﻓُﺤـــــﺶ ﻣﻴﺪے ، میڪوبے بہ ﺩﺭﻭ ﺩﻳـــــﻮﺍﺭ ، همہ ﺑــــﻬــــﺖ میگڹ
چتہ
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻘﺪر ﺿﻌﻴﻒ ﻧﺒﻮﺩے
ﺗﻮﻭ ﺩﻟــــﺖ میگے
ﺍﻭﻧﻘﺪر ﻗـــﻮے ﺑـــﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺩیگـــہ تہ ڪشیدﻩ
ﺗﻤﻮﻡِ ﺍفڪاﺭﻡ ، ﺑﺎﻭﺭﺍﻡ ، ﺍﺣﺴﺎﺳــــﻢ
حتے ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺩیگہ تہ ڪشیدم ❣❣❣
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 10 تير 1395 ساعت: 0:46

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 9 تير 1395 ساعت: 19:07

در شب قدر مهم تر از بیداری کشیدن
بیدار شدن است ...
دعا کنیم که بیدار شویم ...
التماس دعا
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 7 تير 1395 ساعت: 23:26
یا علــی مرتضی دستم بگیر
تا نیفتادم زپا دستم بگیر
آمدم من بر در احسان تو
من گدایم من گدا ،دستم بگیر بگیر
گر بدم من دوست میدارم تو را
ای شه ملک ولا دستم بگیر
من زمرگ و برزخم در وحشتم
یاری ام کن از وفا دستم بگیر
دردمندم ، مستمندم، مضطرم
ای شه مشکل گشا دستم بگیر

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 6 تير 1395 ساعت: 17:42


برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 22:48

خدایا در شب قدری که :
توفیق نصیبمان می کنی تا قرآن بر سر بگذاریم؛
از تو مسئلت میکنم لیاقتی عطا کنی تا بتوانیم :
قرآن را در دل بگذارد
مدت هاست به دنبال راهی بودم برای آرامش پیدا کردن قلبم برای محکم شدن باورهایم و آن را تنها در یک چیز یافتم "ایمان "
ایمان به اینکه روزی جایی چیزی به نحویی ...بالاخره راهی و گشایشی هست
ایمان به اینکه دنیا مجموعه ای از سختیها و آسایش ها در کنار هم است باید صبور بود چه در سختیهایش چه در شادیهایش...
ایمان به قدرت خدا ایمان به حضور خدا ایمان به عشق خدا که از همه چیز مهمتر است...ایمان به اینکه همیشه حکمتی است باید به خدا اعتماد کرد...
و در نهایت به خاطر بسپار...
ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت بگیریم نه با هر قیمتی زندگی کنیم...
با خودم میگفتم
که چگونه خواهی بخشید
این شکننده توبه های مکرر را
و نومید میشدم ...
اما تو در جانم زمزمه کردی
که کریمی
و با کریمان کارها دشوار نیست ...
التماس دعا

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 14:44

با اینکه دردمندم، با این که کوهِ دردم،
با اینکه غم زیاده، همین که با تو
باشم از سرمم زیاده !
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 14:44